معرفی وبلاگ
قال الامام الصادق علیه السلام: ان الله یحب البیت الذی هو العرس. امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند خانه‏ای را که در آن عروسی انجام گرفته، دوست می‏دارد. وسائل الشیعه، ج 22، ص
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 26020
تعداد نوشته ها : 24
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
GraphistThem220

ضیافت عشق

فواید ازدواج شایسته

ضیافت عشق

خانواده اولین و مهم ترین نهاد در تاریخ فرهنگ و تمدن انسانی و اولین مدرسه ای است که انسان در آن تعلیم می یابد و با اصول زندگی اجتماعی و روش تفاهم با دیگران آشنا می شود. بنابراین تقویت این مرکز، متضمن اعتدال و اعتلای جامعه است.

اهمیّت و شأن والای خانواده به عنوان با هویّت ترین نهاد اجتماعی از دیرباز و خصوصاً قرون اخیر، موقعیت و مقام ممتازی را در بحث¬های مختلف حقوقی، اخلاقی، اجتماعی، تربیتی، پرورشی و... به خود اختصاص داده است.

اصول، ضوابط و راهکارهای مفید و سازنده مربوط به پیوند مشترک زن و مرد، به عنوان نخستین هسته تشکیل دهنده نهادهای اجتماعی، همواره مورد توجه تعالیم انسان ساز و سعادتبخش مبشّرین ادیان الهی بوده است و در این میان تعالیم حیات بخش اسلام از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

 

ازدواج و یافتن گمشده

افلاطون در کتاب ضیافت خویش آورده است:

ارواح آدمیان در آغاز به صورت کروی و کامل بود. آن گاه هر کدام به دو نیمه شده و از هم جدا شدند و از آن پس، هر یک به دنبال نیمه گم شده خویش می گردد. با پیوند زناشویی، آدمی به گم شده خویش می رسد و آرام می گیرد.

این حکایت نمادین صرف نظر از جنبه افسانه ای آن، در مقام اشاره به این حقیقت است که همان گونه که اگر انسان چیز گران بهایی را گم کند، همواره در نگرانی به سر می برد و با پیدا کردن آن به آرامش می رسد، در امر ازدواج نیز آن دلهره و سرگردانی پیش از ازدواج، با دست یافتن به همسر مناسب و دلخواه، به آرامش و خرسندی تبدیل می شود. حقیقتی که در قرآن کریم این گونه بدان اشاره شده است:

وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً.(روم:21)

و از نشانه های او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آن آرامش بیابید و در میانتان محبت و رحمت قرار داد.

در آخر این آیه، خداوند، «محبت» و «رحمت» را دو رمز بقای این آرامش به دست آمده در سایه ازدواج معرفی می کند. در اثر محبت قلبی به همسر، خلق و خوی شایسته، ملاک پایداری زندگی به شمار می آید و اموری چون زیبایی ظاهری و سرمایه، در مرحله بعدی اهمیت قرار می گیرد. ویژگی رحمت نیز موجب چشم پوشی و گذشت از لغزش های همسر و دل سوزی و خیرخواهی در حق او می شود. در نتیجه، آرامش راستین بر زندگی همسران صاحب رحمت و محبت حاکم می شود. افلاطون در این باره می گوید:

ضیافت عشق

آدمی وقتی به نیمه خود می رسد، حس رقت و محبت و دوستی پیدا می کند و اگر بتواند، نمی خواهد یک لحظه از نیمه خود جدا شود.

 

انگیزه درست برای ازدواج

در حدیثی از پیامبر می خوانیم: «ازدواج [تنها] به انگیزه جمال و ثروت شخص مقابل، به ناکامی انسان می انجامد». بنابر این سخن داشتن انگیزه درست در امر ازدواج، کام یابی حقیقی در امر زناشویی را در پی خواهد داشت. اگر رابطه زناشویی، به انگیزه ای والا و براساس عشقی پاک و پیروی از عقل بنا شود؛ چشم پوشی از غیر همسر، دلدادگی، فداکاری، خرسندی و عیب پوشی را به ارمغان خواهد آورد.

در حقیقت، «ازدواج های سست به طور کلی، هر نوع ازدواجی است که هدف آن بر مقاصد عالی و ملکوتی ازدواج منطبق نباشد و در ارکان آن نتوان نیت پاک، همکاری، محبت، ایثار و خلاقیت را جست وجو کرد. ازدواجی که به منظور سودجویی و رسیدن به مال و منال یا جاه و مقام صورت گیرد، سست و کم دوام است؛ زیرا چه بسیار حساب ها و پندارها که غلط از کار درآمده یا حوادث پیش بینی نشده که غلط از آب درآمده است».

«برای اینکه ازدواج به معنی حقیقی کلمه ازدواج باشد، باید بر پایه معنویت ها استوار باشد. ازدواج، ازدواج نیست، مگر اینکه یک مرد با زنی [و برعکس] به خاطر ثروت، مقام اجتماعی و یا ترفیع منیت خود ازدواج نکند».

 

تشویق خدا و رسول

قرآن کریم می فرماید: «وَانْکِحُوا الاَْیامی مِنْکُم وَالصّالِحینَ مِنْ عِبادِکُم وَاِمائِکُم اِنْ یَکُونُوا فُقراءَ یُغْنِهِمُ اللّه ُ مِنْ فِضْلِهِ وَاللّه ُ واسِعٌ عَلیمٌ»(نور:32)

مرد و زن با توجه به نیازهای روحی، عاطفی، جسمی و جنسی ای که دارند، مکمل یکدیگرند و برای داشتن زندگی گوارا و سعادتمند، جفت شدن و در کنار یکدیگر قرار گرفتنِ این دو، اجتناب ناپذیر است.

ازدواج یک علت تامّه برای دینداری نیست؛ بلکه زمینه مناسبی برای حفظ و استمرار دینداری است

تنها شیوه ای که هر یک از زن و مرد می توانند با آن دیگری را به بهترین وجه، تکمیل کنند و به خواسته های روحی و روانی همدیگر پاسخ مناسب بدهند، ازدواج است. از اینرو، در نزد خداوند بهترین و محبوب ترین بنیان و سازه که دربردارنده شرط اساسی سعادت بشر است، همین ازدواج می باشد.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: «ما بُنِیَ فِی الاِْسْلامِ بِناءٌ اَحَبَّ اِلَی اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ، وَاَعَزَّ مِنَ التَّزْویجِ؛ در اسلام هیچ بنایی ساخته نشده که نزد خدای عزوجل محبوب تر و ارجمندتر از ازدواج باشد.»(1)

 

آثار ازدواج

1. حفظ دین

پیامبر ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله یکی از آثار ازدواج را چنین برمی شمارد: «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اَحْرَزَ شَطْرَ دینِهِ فَلْیَتَّقِ اللّه َ فی شَطْرِ الثّانی؛(2) کسی که ازدواج می کند، نیمی از دینش را حفظ کرده است. پس برای احراز نیم دیگر باید تقوای الهی را پیشه کند.»

کسی که ازدواج می کند، راحت تر می تواند غرایز جنسی خود را کنترل کند و این عاملی را که قادر است مانع انجام فرایض و موجب اشتغال فکری و روانی او گردد، از سر راه بردارد. در عین حال، باید به این نکته توجه داشت که ازدواج یک علت تامّه برای دینداری نیست؛ بلکه زمینه مناسبی برای حفظ و استمرار دینداری است و یک جوان می تواند با استفاده از شرایط مساعدی که در اثر ازدواج برایش فراهم آمده، تلاش کند تا دین خود را حفظ و کامل کند.

2. یاری خداوند

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «حَقٌّ عَلَی اللّه ِ عَوْنُ مَنْ نَکَحَ اِلْتِماسَ الْعِفافِ عَمّا حَرَّمَ اللّه ُ؛(3) هر که به منظور پاک نگه داشتن خود از آنچه خداوند حرام کرده است ازدواج کند، بر خداست که او را کمک کند.»

کسی که نیازهای جنسی خود را از طریق حلال که همانا ازدواج است برآورده کند و این سبب شود تا در این خصوص، مرتکب حرام نشود، خدای تعالی بر خود لازم دانسته که او را یاری کند؛ ولی این تضمین الهی شامل کسی که پس از ازدواج هم درصدد انجام اعمال نامشروع است و یا به انگیزه های غیرالهی مانند: رسیدن به مال و منالِ طرف مقابل و یا فخرفروشی و مباهات ازدواج می کند، نمی شود.

ضیافت عشق

3. ایجاد مودّت و محبّت

خداوند متعال در بیان آثار سازنده پیوند زناشویی می فرماید: «وَمِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجا لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً اِنَّ فی ذلِکَ لاَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّروُنَ»؛(روم، 21)

پس از گذشت مدت کوتاهی از ازدواج، چنان علقه و وابستگی بین زن و شوهر به وجود می آید که در بیشتر موارد، هر یک از آنان، همسرش را بر خود مقدم می دارد و حاضر است خود متحمل رنج و آسیب شود؛ ولی همسرش از رنج و زحمت در امان باشد. از اینرو، استعدادهای درونی زوجین در خصوص دوستی و محبت نمودن به یکدیگر کاملاً شکوفا شده و روز به روز رشد می کند؛ مرد با بیان مطالبی که در طول روزمایه نگرانی او شده و یا درد دل با همسرش، آرامش پیدا می کند و با شنیدن درد دلهای طرف مقابل، سعه صدر می یابد و این چنین، اگر هر دو سعی در حذف امور اختلاف انگیز و جزئی نمایند و گذشت را پیشه کنند، به مرور بر این حس دوستی و محبّت افزوده می شود و اساس و پایه بنای خانواده محکم می گردد.

4. فزونی روزی و نیکویی اخلاق

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در بیان یکی دیگر از فواید ازدواج می فرماید: «زَوِّجُوا اَیاماکُم، فاِنَّ اللّه َ یُحْسِنُ لَهُمْ فی اَخْلاقِهِم وَیُوَسِّعُ لَهُمْ فِی اَرْزاقِهِم وَیَزیدُهُم فِی مُرُوّاتِهم؛(4)

شخص متأهل احساس مسئولیت بیشتری کرده و بر فعالیتش می افزاید. به همین جهت، رزق و روزی بیشتری عایدش می شود. همچنین با ارضای مشروع غرایز جنسی به نوعی خود را تخلیه می کند و در اثر آن، آرامش و خلق و خوی نیک می یابد. همه این مواهب و آثار را خداوند متعال در امر ازدواج قرار داده است و خودداری از ازدواج و یا غفلت از آن به دلایل واهی، انسان را از دست یابی به این نعمات و برکات محروم می کند.

پی نوشتها:

1- بحارالانوار، ج100، ص222، ح40.

2- میزان الحکمة، ج2، ص1179.

3- کنزالعمّال،ج 4، ص 444، ح43 .

4- بحارالانوار، ج100، ص222، ح38.

دسته ها : بعد ازادواج
1389/10/30

عشق و ازدواج با رنگ ترحم

خانه عشق

حدود چند ماهی هست که با دختری قصد ازدواج دارم ولی مشکلاتی هست که تصمیم گرفتیم مشاوره کنیم تا آنها را حل کنیم! پس از آشنایی مقدماتی متوجه شدم که او خیلی کم حرف بوده و بارها قصد خودکشی داشته و خیلی از لحاظ روحی مشکل داره.

در نوجوانی بر سر مسایلی با خانواده دچار مشکل شده و آنها با بد رفتاری هایی مثل زندانی کردن در خانه با او برخورد می کردن. بعد از خودکشی حال روحیش وخیم شده و دوسال نمیتونه ادامه تحصیل بده .بعدها چون همیشه تو خونه بوده، به خاطر دعواهای مادر وپدرش با همدیگه حالش بدتر می شه و در هر دعوا و مشاجره تپش قلب گرفته وگاها دچار حملاتی میشه که  نمی تونه خودشو کنترل کنه حملاتی که باعث می شه بخنده.  گریه کنه.  خودشو بزنه و و و و.

 

الان شرایط طوری هست که ماهی یکبار یا برای خرید میبرنش بیرون یا مهمونی . ما واقعا به هم علاقه داریم، از بودن این دختر تو اون خونه و محیط ، میترسم باعث بشه خدایی نکرده... آیا واقعا مشکل روحیش جدیه ؟ آیا ازدواج کردن و همچین دور شدن از محیط خانواده که میتونه بهش کمک کنه ؟

 

شما چطور فکر می کنید؟ آیا چنین دلیلی می تواند انگیزه مناسبی برای شکل گیری یک ازدواج باشد؟

ازدواج در برخی از شرایط می تواند بهبود دهنده حالات روحی افراد باشد . اما سلامت روحی افراد یکی از عوامل  مورد اهمیت برای ازدواج است . به هر حال زندگی مشترک پستی و بلندی های بسیار دارد و علاقه اولیه به شدت فعلی نخواهد ماند .لذا افراد به تعادل وسلامتی نیاز دارند تا بتوانند با شرایط متنوع زندگی سازگار شده ، حل مسئله داشته باشند و آرامش خود را حفظ کنند . 

احساس گناه ممکن است انگیزه عجیبی برای شکل گیری یک ازدواج به نظر برسد در حالی که چیزی جز همدردی یا در منتهی درجه آن "حس ترحم" نیست. وقتی که از روی احساس گناه نه از روی عشق تصمیم می گیرید که با کسی ازدواج کنید به آنان و به خود نیز کم فروشی کرده اید.

در این شخص یک حس همدردی همراه با ترحم وجود دارد که افراد در مواقعی نام آن را علاقه و عشق و انسانیت می نامند و برای آن اقدام به ازدواج با شخصی می کنند که از استیصال زیاد رنج می برد. در حالی که اگر از معیارهای مناسب ازدواج آگاه باشیم و بدانیم پس از ازدواج در قبال خود و فرزندانی که قرار است توسط ما پا به این دنیا بگذارند چه مسئولیتی داریم، دقیق تر به انتخاب همسر روی می آوریم.

 

همسران

چرا که همسر انتخابی ما در زمان حال به پدر یا مادر فرزندانمان در آینده تبدیل خواهند شد. گذشته از آن قرار است ازدواج ما عاملی برای راه یافتن به آرامش بیشتر و ارتباط عاطفی قوی تر باشد. از طریق ازدواج قرار است ما و همسرمان ابراز محبت بیشتر، حس حمایت افزون تر و دارا بودن یک پشتوانه محکم را تجربه کنیم. همسر کسی است که در بروز مشکلات با حفظ تعادل روحی خود می خواهد به ما کمک فکری داده و زمینه را برای حفظ تعادل ما برای مسأله گشایی بهتر فراهم کند. کسیکه قرار است با آرامش خود خستگی روزانه را از تن ما خارج کند. و برای ساعاتی آسوده خاطر گرداند. کسیکه قرار است مشغله های روزمره خود را با بودن در کنارش فراموش کنیم و عشق متقابل ما نیرو دهنده و انرژی بخش شود.

 

مادری که باید با آرامش روحی خود، تشویش و ناامیدی را از فرزندان دور نگه دارد و تحمل در مسائل و امید و تلاش را به آنها بیاموزد. آیا همسری که به لحاظ سلامت روانی تعادل لازم را نداشته و در شرایطی نابسامان تربیت شده می تواند تعدیل کننده روح فرزندمان باشد؟ می تواند پشتکار و نشاط را آموزش دهد؟ می تواند به فرزندش بیاموزد تا رسیدن به نتیجه دلخواه از تلاش و پی گیری دست برندارد؟

 

در میان مؤلفه های مورد نیاز و ضروری برای ازدواج، سلامت روان و جسم جایگاه ویژه ای دارد. به ویژه آنکه عیوب جسم آشکارتر بوده و افراد برای درمان آن راغب ترند. اما بیماری های روانی معمولاً مخفی تر بوده و اشخاص هم رغبتی برای برطرف کردن آن ندارند و می تواند بسیاری از جنبه های شخصیتی افراد را درگیر کند و جدای از بیماری روانی مشکلات قابل توجه دیگری را نیز به وجود آورد. به همین دلیل روان شناسان به جوانان تاکید می کنند که پیش از ازدواج مشاوره داشته باشند تا زوایای پنهان طرفین شناخته شده و تصمیم معقولانه گرفته شود .

 

درست است که ما انسان هستیم و موظفیم تا برای رهایی جان دیگران تلاش کنیم. اما حیطه ازدواج را باید به صورت خاص مورد توجه قرار داد و از وظائف انسانی این گونه ، مجزا دانست.

آیا همسری که به لحاظ سلامت روانی تعادل لازم را نداشته و در شرایطی نابسامان تربیت شده می تواند تعدیل کننده روح فرزندمان باشد؟ می تواند پشتکار و نشاط را آموزش دهد؟ می تواند به فرزندش بیاموزد تا رسیدن به نتیجه دلخواه از تلاش و پی گیری دست برندارد؟

این گونه علایق ظاهری تنها از حس انسان دوستانه و عواطف درونی ایجاد شده و نوعی ترحم محسوب می شود که در ازدواج کاربردی نخواهد داشت. احساس گناه ممکن است انگیزه عجیبی برای شکل گیری یک ازدواج به نظر برسد در حالی که چیزی جز همدردی یا در منتهی درجه آن "حس ترحم" نیست. وقتی که از روی احساس گناه نه از روی عشق تصمیم می گیرید که با کسی ازدواج کنید به آنان و به خود نیز کم فروشی کرده اید.

 

 قرار نیست برای فرار از برچسب هایی مثل خودخواه و مغرور در ازدواج، همسر خود را برگزینید. اگرچه فکر می کنید او را دوست دارید و باید کمکش کنید اما در این لحظه و زمانی که برای ازدواج تصمیم می گیرد باید "نه گفتن" را تمرین کنید.

ازدواج از روی ترحم صحیح نمی‏باشد، زیرا در این نوع ازدواج عشق و علاقه طرفین وجود ندارد و یک طرف برای خدمت به فردی ضعیف و مظلوم گذشت می‏کند.

 

معلوم نیست تا چه زمان بتواند روی خواسته ‏های خود پوشش داده و  با او به خوبی سر کند. این نوع اقدام، اجباری و غیر طبیعی است و حرکت خلاف طبیعت دوام ندارد. ازدواج، با بخشش مال و دستگیری از دیگران فرق دارد. در آن موارد، فرد برای یک اقدام کوتاه ‏مدت، حرکتی را انجام می‏دهد؛ تازه آن حرکت غیر طبیعی نیست، زیرا لذت دارد، ولی ازدواج یک حرکت، دامنه ‏دار و طولانی است و یک روز و یک ماه و دو ماه نیست بلکه باید عمری را سپری کنند. بعید است فردی بتواند یک عمر بر خواسته‏ های طبیعی خود سرپوش بگذارد. سرپوش گذاشتن بر خواسته ‏های صحیح و پسندیده و طبیعی، شرعی نیست.

دسته ها : بعد ازادواج
1389/10/30

آیا کودک من طبیعی است ؟ ( قسمت  اول )

از بدو تولد، والدین مشتاقانه در انتظار رسیدن روزی هستند که فرزندشان شروع به غلتیدن کند، چهار دست و پا برود و روی دو پا بایستد و راه بیفتد. برخلاف تکامل کلامی و زبانی، بررسی مراحل مربوط به تکامل جسمی قابل ارزیابی و سنجش است. تکامل جسمی کودک شامل بخش های جداگانه ای است که در هر یک از آنها کودک می تواند به شیوه ای خاص، کاری را انجام دهد. از زمانی که کودک راه رفتن را فرا می گیرد، ارزیابی چگونگی راه رفتن او اهمیت دارد. آیا او یکی از پاها را در مقابل پای دیگر قرار می دهد؟ طرز راه رفتن او چگونه است؟ آیا قدم هایش را محکم بر می دارد؟

از زمانی که کودک یاد می گیرد با مداد شمعی نقاشی کند، شیوه نقاشی کردن او باید مورد توجه قرار گیرد. چگونه مداد شمعی را روی کاغذ می کشد؟ چگونه آن را به دست می گیرد؟ آیا می تواند فشاری به آن وارد کند و اثری بر روی کاغذ به جا بگذارد؟

برای این که بتوانیم پاسخ پرسش های مذکور را بیابیم بهتر است که با مراحل تکامل جسمی کودک آشنا شویم. در این مقاله اطلاعات پایه در زمینه تکامل جسمی کودک و بخش های آن ارائه شده است:

تکامل جسمی کودک را می توان به دو بخش تقسیم کرد:

1)    تکامل حرکتی درشت (حرکت های اصلی)

2)    تکامل حرکتی ظریف

علاوه بر این دو، بخش های دیگری نیز وجود دارد که کودک را متأثر می سازد و  انجام برخی از کارهای جسمی را دشوار می کند.

-مهارت های توجهی

-مهارت های تلفیقی حسی


تکامل حرکتی درشت (حرکت های اصلی)این بخش از تکامل جسمی کودک، در مرحله نخست مورد توجه والدین قرار می گیرد.تکامل حرکتی درشت یعنی توانایی عمومی یا طبیعی کودک برای حرکت کردن به اطراف و به کار گرفتن همه ی قسمت ها و اعضای بدن خودش. فعالیت هایی مانند غلتیدن روی زمین، چهار دست و پا رفتن، راه رفتن، دویدن، پریدن، از جمله مهارت های حرکتی درشت محسوب می شوند. این مهارت ها معمولاً در برگیرنده ی همه بدن هستند یا با استفاده از بخش های متعددی از بدن در یک زمان به نمایش گذاشته می شوند. هنگامی که قرار است تکامل حرکتی درشت فرزند خود را ارزیابی کنیم لازم است که به نکته های زیر توجه نماییم:

 

 

-مقدار سفتی (Muscle tone) عضلانی: وضعیت عضلانی بدن چگونه است؟ آیا عضلات شل هستند؟ یا این که درهم پیچیده و فشرده؟ اگر تون عضلانی کم باشد و عضلات شل باشند حرکت های بدن کودک بدون قدرت و نیرو خواهد بود. اگر تون عضلانی زیاد باشد و عضلات بدن کودک سفت باشند، حرکت های ناپیوسته و منقطع خواهد داشت. البته ارزیابی صحیح این بخش توسط متخصص کودکان صورت می گیرد.

-   قدرت عضلانی:نیروی عضلانی کودک چقدر است؟ با کمک دست ها و پاهایش چه مقدار نیرو و فشار می تواند وارد کند؟ در حالت ایستاده  چه اندازه نیرو می تواند وارد کند؟

-چگونگی و کیفیت حرکت های بدن: آیا کودک به نرمی جابجا می شود یا با خشکی و سختی ، دست و پاهایش را حرکت می دهد؟  آرام حرکت می کند یا به سرعت؟ آیا برای این که به اطراف خود برود، تلاش می کند؟

-دامنه حرکت کودک :یکی از مهمترین بخش های تکامل جسمی کودک این است که کودک به شکلی حرکت کند که همه بدن او را در بر بگیرد، یعنی حرکت بتواند از یک طرف بدن به طرف دیگر منتقل شود. مانند این که کودک بتواند شیئی یا توپی را از یک دست خود به دست دیگر خود بدهد.

2)  

تکامل حرکتی ظریفاین اصطلاح به حرکت هایی گفته می شود که نیاز به حرکت های کوچکتر و مهارت ها و قابلیت های پیچیده تر دارند. آنچه که بیشتر معروف است این است که حرکت های ظریف، مهارت هایی هستند که کودک با دستان خود انجام می دهد و می تواند خیلی دقیق نباشد. اغلب فعالیت های کودک برای استفاده صحیح از دستانش در این گروه جای دارد. به طور کلی هنگامی می توان گفت یک کودک از مهارت های حرکتی ظریف برخوردار است که بتواند به خوبی از دستانش استفاده کند و آنها را متناسب با سن خود به کار ببرد. برای بیان کردن مهارت های حرکتی ظریف لازم است که مهارت های دیگری را نیز بشناسیم:

- مهارت های حرکتی دیداری:

این مهارت ها، توانایی کودک برای دیدن ( مهارت دیداری) و استفاده همزمان از دست ها است. در اوایل دوره کودکی می توان به فعالیت هایی چون کنار هم چیدن تکه های پازل، ساختن اسباب بازی با مکعب های خانه سازی یا لِگو و ... اشاره نمود.

- مهارت های حرکتی نوشتاری:

هر کاری که شامل استفاده از ابزار نوشتن باشد به عنوان یک مهارت نوشتاری محسوب می شود. مانند: نقاشی کردن، رنگ آمیزی کردن، به کار بردن قلم و... مهمترین نکته در این نوع مهارت ها ، همکاری بین چشم و دست است . کودک با کمک چشمانش، حرکت دست ها را کنترل می کند که چگونه بنویسند یا چگونه نقاشی بکشند.

برنامه ریزی حرکتی

برنامه ریزی حرکتی یعنی ایجاد ارتباطی موفق با محیط فیزیکی اطراف خود، به عبارت دیگر کودک بتواند فعالیت ها و حرکت های خود را برنامه ریزی و سازمان دهی کرده و انجام دهد. زمانی که کودک می خواهد قطعه های یک پازل را کنار یکدیگر قرار دهد، یک بار نگاه کردن به آن کافی نیست ؛ بلکه او باید بتواند فعالیت خود را سازمان دهی کند تا به موفقیت دست یابد. یعنی بداند که با کدام قطعه شروع کند و با کدام قطعه پازل را تمام کند، قطعات همرنگ را در کنار یکدیگر قرار دهد و ... نکته مهم این است که تشخیص دهیم آیا کودک به دلیل وجود مشکل جسمی نمی تواند فعالیتی داشته باشد یا این که از نظر سازماندهی کردن فعالیت با مشکل رو به روست؟

والدین می توانند مهارت های ظریف حرکتی کودک را از روزهای نخست ارزیابی کنند. البته تعیین کردن مرز بین مهارت های حرکتی ظریف و مهارت های حرکتی درشت دشوار به نظر می رسد. در دوره نوزادی و شیرخوارگی کودک نمی تواند به شکلی هماهنگ از دست های خود استفاده کند و حتی تشخیص مرزهای بین مراحل تکامل جسمی دوره های نوزادی، شیرخوارگی و نوپایی ساده به نظر نمی رسد.

اما از سن دو تا سه سالگی تفاوت های موجود بین مراحل تکامل جسمی بیشتر قابل مشاهده خواهد بود، و می توان به فعالیت هایی که کودک با دشواری آنها را انجام می دهد توجه نمود.

دسته ها : بعد ازادواج
1389/10/28

پیش از ازدواج به فکر باشید

کودک

مـلامحمدتقى مجلسى از علماى بزرگ اسلام است .وى در تربیت فرزندش اهتمام فراوان داشت و نـسـبـت به حرام و حلال , دقت فراوان نشان مى داد تا مبادا گوشت و پوست فرزندش با مال حرام رشدکند. مـحمدباقر, فرزند ملامحمدتقى , کمى بازیگوش بود.شبى پدربراى نماز و عبادت به مسجد جامع اصـفـهـان رفـت .آن کـودک نـیـز همراه پدر بود.

محمدباقر در حیاط مسجد ماند و به بازیگوشى پرداخت .وى مشک پر از آبى را که در گوشه حیاطمسجد قرار داشت با سوزن سوراخ کرد و آب آن را بـه زمـین ریخت .با تمام شدن نماز, وقتى پدر از مسجدبیرون آمد, با دیدن این صحنه , ناراحت شد.دست فرزند را گرفت وبه سوى منزل رهسپار شد.رو به همسرش کرد و گفت : مى دانید که مـن در تربیت فرزندم دقت بسیار داشته ام .

امروز عملى از او دیدم که مرابه فکر واداشت .با این که در مورد غذایش دقت کرده ام که از راه حلال به دست بیاید, نمى دانم به چه دلیل دست به این عمل زشت زده است .حال بگو چه کرده اى که فرزندمان چنین کارى را مرتکب شده است . زن کمى فکر کرد و عاقبت گفت : راستش هنگامى که محمدباقر رادر رحم داشتم , یک بار وقتى به خانه همسایه رفتم , درخت انارى که درخانه شان بود, توجه مرا جلب کرد.

سوزنى را در یکى از انارها فروبردم و مقدارى از آب آن را چشیدم . ملامحمدتقى مجلسى با شنیدن سخن همسرش آهى کشید و به رازمطلب پى برد.

اگر در روایات اسلامى تاکید شده که خوردن غذاى حرام ولو اندک در نطفه تاثیر سوء دارد به همین جهت است .لذا بزرگان علم تربیت گفته اند: تربیت قبل از تولد شروع مى شود.

رعایت نکاتی در انعقاد نطفه، آداب مباشرت و مراقبت های هنگام بارداری از جمله زمینه سازی ها در امر تربیت معنوی کودک می باشد.

برخلاف عقیده بسیاری از افراد که تربیت را از سن خاصی آغاز می‌کنند، اسلام چنین نظری ندارد. کما این که حدیث بسیار ارزشمند نبی مکرم اسلام(ص) مبنی بر این که «برای نطفه‌های خویش بهترین را انتخاب کنید؛ زیرا اخلاق فرزندان ریشه در اخلاق گذشتگان دارد. کنز العمّال، ج16،  » نشان می‌دهد که اسلام در مورد تربیت کودک، دوران قبل از ازدواج و ویژگی‌ زوجین را مد نظر قرار می‌دهد.

چنین حدیثی همه نشان از اهمیت تربیت نسل صالح و شایسته می‌باشد. و «اگر پدر و مادر بخواهند فرزندی سالم در ابعاد جسمی و روانی پرورش دهند، در درجه اول خود باید افرادی سالم به‌ویژه‌ از جنبه‌های اخلاقی و روانی باشند

بنابراین، تربیت کودک نه از دوران بارداری بلکه حتی قبل از ازدواج مهم است. ولی در عین حال نباید نقش محیط پیرامون را نادیده انگاشت.

مادر و فرزند

تربیت معنوی کودک یعنی پرورش ایمان، سجایای اخلاقی و عواطف در کودک. در جهان امروز موضوع تربیت اطفال یکی از اساسی ترین مسایل اجتماعی و از ارکان مهم سعادت بشر است. از دید اسلام کودک ملک خدا و از آن اوست. از جمله عوامل مؤثر در تربیت، وراثت و محیط می باشد.وراثت: ویژگی ها و اختصاصاتی می باشد که از گذشتگان و اجداد به انسان منتقل می شود و محیط: مجموعه عوامل عادی بیرونی است که انسان را احاطه کرده و از ابتدای حیات آدمی تا پایان یافتن زندگی این جهانی بر انسان تأثیر تربیتی می گذارند همچون محیط خانه و خانواده، رفاقت، مدرسه، اجتماع و عوامل ارتباطی (رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجله و...) .

 

 آزادی کودک، نظارت و مراقبت از رفتار کودک، رعایت مساوات و پرهیز از تبعیض بین کودکان، نرمی و ملاطفت با آنها در برابر سخت گیری و خشونت از اصول تربیتی فرزند در شیوه ی معصومان (علیهم السلام) می باشد. موعظه و نصیحت، تشویق، تنبیه، داستان سرایی، فراهم آوردن وسایل سرگرمی(مطالعه آثار علمی و مذهبی، مسافرت، گردش و ورزش) نیز از جمله شیوه های تربیتی در تربیت کودکان می باشد. قبل از تولد فرزند والدین باید زمینه هایی را در امر تربیت معنوی او فراهم کنند که از جمله آنها انتخاب همسر است.

 

علت این که اسلام این همه در نحوه ی انتخاب همسر تأکید دارد مسأله تولد کودکان است. رعایت نکاتی در انعقاد نطفه، آداب مباشرت و مراقبت های هنگام بارداری نیز از دیگر زمینه سازی ها در امر تربیت معنوی کودک می باشد. در آغاز تولد نیز مراسم های خاص نوزاد در تربیت اسلامی هم باید رعایت شود همچون ذکر اذان و اقامه، تسمیه و نامگذاری، مراسم تحنیک، ختنه، تراشیدن موی سر، دادن تصدق، ولیمه و عقیقه. و بعد از زمینه سازی های لازم به پرورش فطریات در کودک می پردازد.

حدیث بسیار ارزشمند نبی مکرم اسلام(ص) مبنی بر این که «برای نطفه‌های خویش بهترین را انتخاب کنید؛ زیرا اخلاق فرزندان ریشه در اخلاق گذشتگان دارد. کنز العمّال، ج16  »

از جمله فطریات در کودک: پرورش ایمان است. اولین اصلی که در راه تربیت صحیح با زبان ساده و قابل فهم باید به کودک آموخت، ایمان به خداوند است. و بعد پرورش اخلاق در کودک است همچون راستگویی، وفای به عهد و اعتماد به نفس که اساس آنها از دوران طفولیت در روان کودک پی ریزی می شود.

از دیگر فطریات ، پرورش عواطف در کودکان است که یکی از بهترین وسایل پرورش صحیح عواطف کودکان نوازش کودک و ابراز مهر و محبت نسبت به اوست. آغاز پیدایش حس مذهبی در کودکان نیز با بررسی که روانکاوان به عمل آورده اند، مربوط به ماه های قبل از چهارسالگی و حتی در برخی کودکان از حدود سنین 2 یا 3 سالگی هم دیده شده است به همراه افزایش سن، این احساس علنی می شود آنچنان که در سن 6 سالگی می توان به وضوح تظاهرات مذهبی را در کودک مشاهده کرد. از جمله تظاهرات مذهبی در کوک، مسأله نماز است که برای پذیرفتن و یادگیری نماز توسط کودک، حضور چند عامل به عنوان شرط ضروری لازم می باشد.

 

کودک

 از جمله عامل آمادگی و توانستن است همچون آمادگی جسمی، بیانی و عاطفی کودک و نیز عامل رغبت و خواستن، تکرار و مداومت در عمل و تشویق و تأیید مثل آفرین و مرحبا گفتن به کودک. والدین باید در سه مرحله فرزند خود را برای نماز صبح بیدار کنند. مرحله اول وقتی خودشان بیدار می شوند، مرحله دوم پس از وضو و آماده شدن برای نماز و مرحله سوم پس از نماز. پس با بررسی این موضوع می توان به این نتایج رسید که تربیت فرزند طبق روایات ائمه، باید از زمان انتخاب همسر شروع شده و والدین بویژه مادران در امر تربیت فرزندان نقش اساسی و مهمی را ایفا می کنند. اعمال و رفتار والدین در امر تربیت فرندان از جمله اساسی ترین برنامه ها در زمینه تربیت کودک می باشد.(همچون اهمیت دادن والدین به مسایل اخلاقی، عبادی و...). در جامعه امروز محبت والدین به فرزندان در تربیت صحیح آنها نقش مهمی را ایفا می کند و بکارگیری دستورات اسلام، در زمینه های تربیتی نیز راهگشای بسیاری از مشکلات خانواده ها و جامعه می باشد. بنابراین والدین باید در جهت پرورش روح و روان فرزندان سرمایه گذاری کرده و این مسأله را به عنوان یک مسأله حیاتی دانسته و سرلوحه برنامه های زندگی مشترک خود قرار دهند.

دسته ها : بعد ازادواج
1389/10/28

خانم ها، آقایان! اینگونه مناظره کنید

چگونه یک نشست زناشویی ترتیب دهیم؟

گفتگو

بسیاری از زن و شوهرها، نمی توانند مدت زمان نسبتاً طولانی با یکدیگر در ارتباط باشند و دچار مشکل نشوند. زیرا بعد از مدتی یک موضوع یا یک رویداد خاص، باعث بر هم خوردن ارتباط آنها و ایجاد اختلافات زناشویی می شود. حتماً شنیده اید که بسیاری از زوجین معتقد به دوری و دوستی هستند، چرا که مجاورت زیاد آنها موجب بروز اختلافات می شود و بسیاری از آنان هنوز برقراری ارتباط اثر بخش را نیاموخته اند.

زندگی مشترک، برای ارتباط اثر بخش کافی نیست. اگر می خواهید اثر بخشی ارتباط تان را بیشتر کنید و منظور همسرتان را بهتر بفهمید باید مهارت لازم را کسب کنید همچنین باید مایل باشید ارتباط بهتری با همسرتان برقرار کنید و معتقد باشید می توانید ارتباط تان را بهبود بخشید. برای این منظور باید سعی کنید نحوه ی صحبت کردن و گوش دادن را بیاموزید. لذا در ادامه این یادداشت نحوه ی برقراری یک ارتباط موثر زناشویی (نشست زناشویی) را به شما آموزش می دهیم. البته لازم به ذکر است که این نشست زناشویی در اوقاتی تدارک داده می شود که زوجین با مشکل خاصی مواجه شده باشند.

بسیاری از زوجین معتقد به دوری و دوستی هستند، چرا که مجاورت زیاد آنها موجب بروز اختلافات می شود و بسیاری از آنان هنوز برقراری ارتباط اثر بخش را نیاموخته اند

آمادگی

قبل از شروع نشست زناشویی لازم است که یک خط پایه تهیه کنید. منظور از خط پایه این است که کیفیت ارتباط خود با همسرتان را، قبل و بعد از این تمرین، مورد ارزیابی قرار دهید.

با همسرتان به توافق برسید که چه زمانی را برای این تمرین اختصاص دهید. (مثلاً صبح جمعه باشد یا بعدازظهر یک 5 شنبه و...). در ضمن مدت زمان این تمرین را از پیش تعیین کنید. زمان پیشنهادی ما 1 ساعت است.

تفاهم

سپس به توافق برسید که چه کسی اول، گفتگو را آغاز کند.

اطمینان حاصل کنید که در آغاز گفتگو، هیچ یک از دو نفر عصبی، خسته، بی حوصله، هیجان زده و... نباشد.

با همسرتان به توافق برسید که بعد از جلسه نشست زناشویی، هر دو شما آرامش تان را حفظ خواهید کرد.

در طی جلسه گفتگو، هر یک از زوجین می توانند 30 دقیقه را صرف صحبت کردن بکنند و از طرف دیگر، نفر بعدی باید تمام توجه خود را به صحبتهای همسر بنماید. پس از به پایان رسیدن جلسه گفتگو لازم است که هر یک از طرفین به دنبال کارهای شخصی خود بروند نه اینکه به تحلیل صحبتهای جلسه گفتگو پرداخته و یا در مورد یکدیگر به قضاوت بپردازند. در حقیقت بهتر است به توافق برسید که حداقل تا 48 ساعت آینده در مورد مطالب رد و بدل شده، صحبتی به میان نیاید. اگر در نخستین جلسات نشست زناشویی به این نتیجه رسیدید که 1 ساعت زمان بسیار طولانی برای گفتگو است و در این مدت خسته می شوید و یا ممکن است با همسرتان وارد مشاجره شوید می توانید زمان پیشنهادی (1 ساعت) را به نصف تقلیل دهید.

در طی جلسه گفتگو، هر یک از زوجین می توانند 30 دقیقه را صرف صحبت کردن بکنند و از طرف دیگر، نفر بعدی باید تمام توجه خود را به صحبتهای همسر بنماید

بعد از اینکه در مورد این نشست زناشویی به توافق رسیدید لازم است که این مقررات را مطالعه و به کار ببرید:

مقررات مربوط به گوینده

شما 30 دقیقه فرصت دارید تا صحبتهای خود را به همسرتان عنوان کرده و بحث خود را به نتیجه برسانید. سکوت طرف مقابل این فرصت را به شما می دهد تا احساسات و حرفهایی را که تا به حال به زبان نیاورده و یا جرأت ابراز آن را نداشته اید، بر زبان بیاورید، بدون اینکه با واکنش تند و یا خصمانه ای مواجه شوید.

قرار داد زناشویی

درباره ی آنچه که در ذهن دارید با همسرتان صحبت کنید (حرف دلتان را تمام و کمال برای او ابراز کنید) اما سعی نکنید که در طی این جلسه به نق نق کردن و یا غر زدن بپردازید.

سعی کنید احساسات و عقاید خود را با ضمیر «من» آغاز کرده و با همسرتان در میان بگذارید.

اگر شما نفر دومی هستید که در جلسه نشست زناشویی شروع به صحبت می کنید؛ سعی کنید صحبتهای شما پاسخی به گفته های طرف مقابل نباشد بلکه شما تنها گفته ها و مسائل خودتان را مطرح کنید.

مقررات مربوط به شنونده

زمانیکه همسرتان در حال گفتگو و دردودل با شماست، سعی کنید صد در صد توجه و حواستان به گفتار وی باشد.

توجه و تمرکزتان را با زبان بدن نشان دهید. برای مثال تماس چشمی با همسرتان داشته باشید و برای تایید گفتار او سرتان را تکان دهید. از خمیازه کشیدن و نگاه کردن به این طرف و آن طرف خودداری کنید.

اگر به درستی متوجه منظور همسرتان نشدید، از او بخواهید که در مورد مطلب عنوان شده بیشتر توضیح دهد. اما مراقب باشید که در اثنای صحبتهای همسرتان با او مخالفت نکنید و یا به اظهار نظر نپردازید.

امکان دارد برای شما بسیار سخت باشد که مدت زمان طولانی ساکت و بدون صحبت بمانید اما توجه داشته باشید که رعایت این اصل بسیار مهم و ضروری است.

دستور العمل فوق در مورد اکثر موضوعات قابل طرح در این نشست ها کاربرد دارد. ولی بحث در مورد مشکلات و معضلات، وقتی اثر بخش تر می شود که نظم آن بیشتر باشد و طرفین نباید بیش از 30 دقیقه درباره ی موضوع حرف بزنند.

با رعایت این دستورالعملی و برگزاری منظم نشست ها می توانید مهارتهای ارتباطی خود را تمرین کرده و به کمک آنها برغنا و انرژی رابطه خود بیفزایید. شما و همسرتان با اظهار نظر و بیان احساسات و با گوش دادن به صحبتهای یکدیگر؛ صمیمی تر خواهید شد و یکدیگر را بهتر خواهید شناخت.

دسته ها : بعد ازادواج
1389/10/25

 نمک زندگی ،به میزان لازم

بحث ومنازعه

این یک اشتباه بزرگ است که بسیاری از زوج ها احساس می کنند بحث کردن و اختلاف داشتن نشانه ی ضعف یا فروپاشی ازدواج است و این در حالی است که بحث کردن با هم نه خوب است و نه بد.

در حقیقت اگر بحث و مجادله بر سر قواعد ساده ازدواج باشد می تواند به رابطه و دوام آن کمک کند. برای برخی از زوج ها این مشاجره می تواند از شدت  تنش ها بکاهد و برای جمعی دیگر آرامش و اعتماد خاصی به همراه می آورد.

نمی گوییم باید برای مجادله و منازعه تلاش کنید اما می گوییم لزوماً منازعه و مشاجره به مفهوم سقوط و فروپاشی ازدواج نیست. برعکس فروپاشی بسیاری از روابط سرکوب کردن و فرونشاندن اختلاف و انکار آن است.

 

در واقع می توان گفت:  اگر نخواهید زندگی صد در صد بدون اختلافی داشته باشید، بهتر زندگی می کنید. اما چرا چنین طرز تفکری رایج است؟

در دوران کودکی پیوسته به ما توصیه کرده اند که ملاحظه ی دیگران را بکنیم به ما گفته اند که خوددار و ملایم باشیم و رفتار آرام و مناسبی را به نمایش بگذاریم البته ادب و نزاکت افسانه نیست و اینکه زوجین به یکدیگر احترام بگذارند  و با هم مهربان باشند بسیار عالی است، خوب است، اما با توجه به تفاوتهای زیادی که از نظر روانی و فیزیولوزیکی بین زن و مرد وجود دارد برخی از این اختلافات حتی در حد جزئی اجتناب ناپذیر است.

پس نگران آن نباشید که چند بار با هم بحث و مشاجره می کنید. این عامل تعیین کننده ای در ثبات و کیفیت روابط شما نیست.

این مهم است که:در پایان منازعه از لحاظ احساسی به همسر خود دوباره نزدیک شوید، در غیر این صورت اختلاف نظرها روی هم انباشته می شوند و بر دامنه و شدت آن ها اضافه می شود.

کیفیت رابطه ی شما بستگی به طبیعت منازعه شما دارد. بستگی به این دارد که چگونه با منازعه خود برخورد می کنید.

-  برای مثال اگر شما در بحث و منازعه خود موضوع اختلاف را فراموش می کنید و به جای آن به ارزش ها و صفات کسانیکه با آن ها اختلاف دارید حمله می کنید در رابطه خود رفتار مخربی را به نمایش می گذارید.

- اگر با همسرتان از آن رو مجادله می کنید که برای شما بحث و مجادله،  انگیزه و محرک مهم تری از زندگی عادی و روزمره به شمار می رود بازهم رفتارتان مخرب است.

-  اگر در منازعه و مباحثه خویشتن داری تان را از دست می دهید و از کنترل خارج می شوید، چه بهتر که اصولاً وارد بحث و منازعه نشوید.

 

برای اجتناب از چنین موقعیت هایی بهتر است در برخوردهایتان به نکات زیر توجه کنید:

- به همسرتان بگویید از چه کارهایی بدتان می آید؛

- او را از احساس هایتان مطلع کنید؛

- احساساتتان را به هیچ وجه پنهان نکنید تا او هم چنین باشد؛

- در مواقع مناسب از روابطتان با هم صحبت کنید و نیازها و خواسته هایتان را عنوان کنید .

 آنچه که اهمیت دارد این است که:

در پایان منازعه از لحاظ احساسی به همسر خود دوباره نزدیک شوید، در غیر این صورت اختلاف نظرها روی هم انباشته می شوند و بر دامنه و شدت آن ها اضافه می شود.

 

واکنش روی هم انباشته شده را با واکنش بی تناسب و بیش از اندازه اشتباه نگیرید . هر دو اقدامات بی موردی هستند. واکنش بی تناسب واکنش بیش از اندازه به یک حادثه است، شاید به این شبیه باشد که بخواهید یک مگس را با پرتاب کردن یک خمپاره نابود کنید.

اگرچه واکنش انباشته شده  نیزبه همین اندازه مخرب است، ولی نقطه مقابل واکنش بی تناسب است. واکنش روی هم انباشته شده زمانی حاصل می شود که در برخوردها و رویارویی های گذشته دوباره به نزدیکی احساسی نمی رسید.

 

محبت

پس همسران باید بیاموزند که بعد از منازعه و درگیری چگونه با هم به صلح و صفا برسند و برای این امر لازم است به یاد داشته باشید که در ابراز احساساتتان همیشه سخاوتمند باشید و خساست به خرج ندهید، هیچ گاه از ابراز محبت چیزی از دست نمی دهید، به همین دلیل با لبخند، گفتار، اعمال و افکارتان محبت خود را به همسرتان ابراز کنید.

هر رابطه ای بالا و پایین ها و درگیری های خاص خود را دارد، در عین حال هر برخورد و درگیری فرصتی است برای رشد کردن، صمیمیت و عشق بیشتر.

 

به خاطر داشته باشید دعواها همواره به یک یا دو دلیل زیر ممکن است پیش آید:

1- توجه کافی دریافت نمی کنید و میان شما فاصله ی احساسی و عاطفی به وجود می آید.

2- احساسات سرکوب شده ی قبلی لبریز شده و موقعیت و درگیری فعلی را درشت نمایی می کند؛ به طوریکه به صورت چیزی که به مراتب بزرگ تر است جلوه می شود.

بعضی ها چنان از مشکل و درگیری فرار می کنند که گویی موضوع مرگ و زندگی در پیش است. اما در واقع عکس این واقعیت صادق است.  رشد شخصی و سرزنده بودن شما در موفقیت و رویایی درست و حل و فصل احساسات و عواطف حل و فصل نشده ی گذشته است. به طوری که می توانید از درگیرها و مشکلات به عنوان سکوی پرشی برای خود کاوی و کشف خویشتن خویش استفاده کنید.

گاهی اوقات شرکت در بحث و درگیری با همسرتان زمینه ی خانه تکانی احساسی و عاطفی را برای شما بوجود می آورد. به شرط آنکه به نکاتی که در بالا به آنها اشاره شد دقت کنید و در عمل رعایت کنید.

دسته ها : بعد ازادواج
1389/10/25
X